العلامة المجلسي
355
عين الحيات ( فارسى )
در آن حال زنى به آن خانه آمد و حضرت را شناخت ، به آن زن گفت : اين « 1 » امير المؤمنين و پادشاه مسلمانان است كه تو را خدمت مىكند ، پس آن زن دويد به خدمت آن حضرت و فرياد برآورد كه من از شرمندگى تو چگونه بيرون آيم ، حضرت فرمود كه : من از شرمندگى تو چگونه بيرون آيم كه در حقّ تو تقصيرى كردهام « 2 » . و به روايت ديگر منقول است كه ضرار بن ضمره به نزد معاويه عليه اللعنه آمد ، معاويه به او گفت كه : على را براى من وصف كن ، گفت : مرا معاف دار از اين امر ، معاويه گفت : نمىدارم ، ضرار گفت : و اللّه كه صاحب انديشههاى دور و دراز بود ، و در راه خدا قوى و تنومند بود ، آنچه مىفرمود همه حق بود ، و آنچه حكم مىكرد همه عدل بود ، پيوسته نهرهاى علوم الهى از جوانبش جارى بود ، و سخنان حكمت از اطراف و نواحيش مىجوشيد ، از دنيا و زينتهاى او وحشت مىنمود ، و به شبها و تاريكيهاى شب انس مىگرفت ، و اللّه كه پيوسته آب ديدهاش روان بود ، و فكرهايش دور و دراز بود ، و پيوسته در تفكّر بود ، و دست راست را حركت مىداد و با خود مخاطبهها مىفرمود ، و با پروردگار خود مناجات مىكرد ، از جامهها هرچه درشتتر بود او را خوشتر مىآمد ، و از خوردنيها هرچه لذّتش كمتر بود بر او گواراتر بود . و اللّه كه در ميان ما مثل يكى از ما بود ، و خود را بر ما زيادتى نمىداد ، و چون به نزد او مىرفتيم ما را نزديك خود مىنشانيد ، و هرگاه كه سؤال مىكرديم جواب مىفرمود ، و با آنكه با ما اين روش سلوك مىفرمود از مهابت و جلالت او با او
--> ( 1 ) از اينجا با نسخهء اصل كه به خطّ علّامه مجلسى قدس سرّه مىباشد مقابله و تصحيح گرديد . ( 2 ) بحار الانوار 41 / 52 .